ترجمه "evil" به فارسی
بدی, شر, بد بهترین ترجمه های "evil" به فارسی هستند.
evil
adjective
noun
دستور زبان
Unpleasant. [..]
-
بدی
nounevil
Man should not be a prisoner of his soul enjoining himself unto evil.
بشر نباید زندانی و اسیر نفسش باشد که او را به بدی هدایت کند.
-
شر
nounevil [..]
Every sphere of work was connected, in his eyes, with evil and deception.
به نظر پییر هیچ کاری نبود که با شر و پلیدی و دروغ و نیرنگ آلوده نباشد.
-
بد
adjectiveI have dug deep into thy very entrails to root out evil thence.
جوف تو را کاویدم و آنچه ناشایست و بد بود از تو بیرون آورده و دور افکندم.
-
ترجمه های کمتر
- پلید
- شرور
- شرورانه
- بدکار
- فژ
- فژه
- شرارت
- مضر
- گجسته
- شیطانی
- اهریمنی
- زشت
- خبیث
- گناه
- مصیبت
- بدبختی
- شریرانه
- فساد
- بدجنسی
- بدکاری
- فلاکت
- ناخوشایند
- بدیمن
- زننده
- بلا
- نابکار
- نابکاری
- بدشگون
- سفله
- منحوس
- زیانبخش
- بدسگال
- دیوسرشت
- دیوسرشتی
- دیوسیرت
- سفلگی
- خباثت
- زیانبار
- جانفرسا
- خطاکاری
- (با hyphen) بد
- رنج آور
- شوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "evil"
عباراتی شبیه به "evil" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) رجوع شود به scrofula
-
ابتذال شر
-
بدی · شرارت
-
ناهنجاریهای اجتماعی
-
بد سگال
-
فراسوی نیک و بد
-
محور شرارت
-
نبرد نیکی و پلیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن