ترجمه "evolution" به فارسی
تکامل, فرگشت, نظریه تکامل بهترین ترجمه های "evolution" به فارسی هستند.
(general) gradual directional change especially one leading to a more advanced or complex form; growth; development [..]
-
تکامل
nounbiology: change in the genetic composition of a population over time [..]
The complexity of the human eye poses no challenge to evolution by natural selection.
پیچیدگی چشم انسان هیچگونه چالشی برای تکامل با انتخاب طبیعت نیست.
-
فرگشت
You see, technology is a way to evolve the evolution.
شما می بینید که تکنولوژی راهی برای فرگشت یافتن، خود فرگشت.
-
نظریه تکامل
It was critical for Darwin's theory of evolution.
این مسئله مهمی برای نظریه تکامل داروین بود.
-
ترجمه های کمتر
- تحول
- جاورگشت
- هرویسپی
- گوالش
- گوالیده
- (حرکت هماهنگ در رقص یا آرایش قشون و غیره) جنبایش
- (در واکنش های شیمیایی و غیره) بیرون دادن (مثلا گاز)
- (ریاضی - استخراج ریشه ی یک عدد)فرگردانی (در برابر: تعاکس یا درگردانی involution)
- (نتیجه ی دگرگونی پیوسته) فرگشته
- برون فشانی
- تغییر تدریجی (در برابر: واگشت یا انقلاب revolution)
- تکامل یافته
- دگرگونی پیوسته
- سیر تکاملی
- نظریه ی داروین
- هم جنبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evolution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Evolution (software)
"Evolution" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Evolution در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "evolution"
عباراتی شبیه به "evolution" با ترجمه به فارسی
-
تکامل انسان
-
شکلگیری و تکامل کهکشانها
-
تکامل ستارگان
-
(هندسه) گسترده · برچرخه · بسط منحنی مسطح · دولوپه
-
تکامل ملکولی
-
فرگشت همگرا
-
تکاملی
-
فرگشت پستانداران