ترجمه "ex" به فارسی

ایکس, بدون, مثال بهترین ترجمه های "ex" به فارسی هستند.

ex verb noun adjective دستور زبان

The name of the Latin script letter X / x . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایکس

    name of the letter X, x

  • بدون

    adposition

    I would have no hesitation hiring an ex-con.

    من بدون هیچ تردیدی یه سابقه دار رو استخدام میکنم

  • مثال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • از
    • بی
    • برون
    • مبادله
    • مجریه
    • دادوستد
    • تندرو
    • مدیر
    • اضافی
    • (در الفبای انگلیسی) حرف X
    • (عامیانه) همسر پیشین
    • آزمون شده
    • بدون – بی – فاقد
    • بررسی شده
    • به استثنای
    • خارج از
    • سریع السیر
    • عاری از
    • مخفف : (انجیل) سفر خروج
    • همراه با (کلاس دانشگاهی بخصوص)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ex " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ex" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ex" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه