ترجمه "exaction" به فارسی
اجحاف, باج, زورگویی بهترین ترجمه های "exaction" به فارسی هستند.
exaction
noun
دستور زبان
The act of demanding with authority, and compelling to pay or yield; compulsion to give or furnish; a levying by force; a driving to compliance; as, the exaction to tribute or of obedience; hence, extortion. [..]
-
اجحاف
noun -
باج
-
زورگویی
-
ترجمه های کمتر
- سربارسازی
- پذیرانش
- تحمیل
- به زورگیری (مثلا پول یا وقت و غیره)
- توقع زیاد
- پول زور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exaction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exaction" با ترجمه به فارسی
-
رونوشت برار با اصل
-
دقیق · سخت · سختگیر · مته به خشخاش گذار · مو از ماست کش · موشکاف
-
درست بودن · درستی · دقت
-
قابل تحمیل
-
(با: of یا from) به زور گرفتن · (برای تاکید) همان · (عینا شبیه) کاملا مثل · ایجاب کردن · تحمیل کردن · درست · درست همان · درستین · دقیق · سختگیر · صحیح · طلبیدن · قيقد · مستلزم بودن · مو از ماست کش · موشکاف · همسان · کامل – دقیق · یکجور
-
پاسخهای کامل در نسبیت عام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن