ترجمه "excessive" به فارسی

مفرط, زیاده, زیادی بهترین ترجمه های "excessive" به فارسی هستند.

excessive adjective دستور زبان

Exceeding the usual bounds of something; extravagant; immoderate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفرط

    Christophe's poverty, his daily hunt for bread, his excessive sobriety

    بینوائیکریستف، تلاش وی برای نان روزانه، امساک مفرط و تب آفرینش

  • زیاده

    " Give me excess of it, that, surfeiting, the appetite may sicken, and so die.

    ، زیادیش رو بده به من ، که زیاده روی در اشتها. بیماری میاره و سپس مرگ

  • زیادی

    excessive solicitude about it often destroys its own aim.

    دل شورهی زیادی هم خیلی وقتها نتیجهی عکس میدهد.

  • ترجمه های کمتر

    • گزاف
    • پرپشت
    • گزافه
    • کمرشکن
    • فاحش
    • اضافی
    • بیش از حد
    • فیض بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excessive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Excessive
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفرط، بیش از اندازه

عباراتی شبیه به "excessive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "excessive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه