ترجمه "excision" به فارسی

اکسیزیون, قطع, انهدام بهترین ترجمه های "excision" به فارسی هستند.

excision noun دستور زبان

The deletion of some text during editing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اکسیزیون

  • قطع

    noun
  • انهدام

  • ترجمه های کمتر

    • جداسازی
    • بریدن
    • طرد
    • برش
    • خراب سازی
    • ریشه کنی
    • قلع و قمع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excision " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "excision" با ترجمه به فارسی

  • برداشتنی · حذف پذیر · مالیات بردار · مشمول مالیات غیر مستقیم
  • (از متن نوشتار یا فیلم و غیره) حذف کردن · (جراحی) بریدن ودرآوردن (غده یا عضو بدن) · (حق الامتیازی که برای بهره برداری از برخی منابع یا پرداختن به برخی فعالیت ها به دولت پرداخت شود) عوارض · (در اصل) مالیات · باژ · برآری کردن · حذف کردن از · ساو · ستام · ستردن · مالیات بستن · مالیات بهره برداری · مالیات غیر مستقیم (مانند مالیات بر مواد خوراکی و سیگار و بنزین) · مالیات غیرمستقیم · ناراست باژ (excise taxهم می گویند)
  • مامور مالیاتی – مامور مالیات بر فروش
  • مالیات غیرمستقیم · مالیات غیرمستقیم – مالیات بر فروش
  • عوارض گمرکی و مالیات غیر مستقیم
  • عوارض پروانه – عوارض جواز – عوارض مجوز
  • مالیات غیرمستقیم – مالیات بر تولیدات داخلی
  • (از متن نوشتار یا فیلم و غیره) حذف کردن · (جراحی) بریدن ودرآوردن (غده یا عضو بدن) · (حق الامتیازی که برای بهره برداری از برخی منابع یا پرداختن به برخی فعالیت ها به دولت پرداخت شود) عوارض · (در اصل) مالیات · باژ · برآری کردن · حذف کردن از · ساو · ستام · ستردن · مالیات بستن · مالیات بهره برداری · مالیات غیر مستقیم (مانند مالیات بر مواد خوراکی و سیگار و بنزین) · مالیات غیرمستقیم · ناراست باژ (excise taxهم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "excision" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه