ترجمه "exclamation" به فارسی
حرف ندا, فریاد, بانگ بهترین ترجمه های "exclamation" به فارسی هستند.
exclamation
noun
دستور زبان
A loud calling or crying out; outcry; loud or emphatic utterance; vehement vociferation; clamor; that which is cried out, as an expression of feeling; sudden expression of sound or words indicative of emotion, as in surprise, pain, grief, joy, anger, etc. [..]
-
حرف ندا
noun -
فریاد
nounShe did not herself know how or why the exclamation escaped her when she covered her eyes.
خود نمیدانست که چگونه و به چه سبب هنگام پوشیدن چشم با دست خود فریاد کشید.
-
بانگ
nounAn exclamation of satisfaction indicated that the grave digger had found the object of his search
اینوقت یک بانگ خشنودی آن جوینده به دانتس معلوم داشت که آنچه میطلبد یافت
-
ترجمه های کمتر
- ندا
- تشر
- عتاب
- پرخاش
- (واژه یا عبارت) حاکی از تعجب
- (گفتار ناگهان و از روی شور و حرارت) داد
- ابراز شگفتی
- اظهار تعجب
- شگفتی نما
- واژه ی تعجبی (یا شگفتانه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exclamation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exclamation" با ترجمه به فارسی
-
علامت تعجب · علامت تعجیب · نشان شگفت · یاعلامت تعجب
-
علامت تعجب · علامت تعجیب
-
علامت تعجب · علامت تعجیب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن