ترجمه "exclusion" به فارسی

طرد, محرومیت, برونداشته بهترین ترجمه های "exclusion" به فارسی هستند.

exclusion noun دستور زبان

The act of debarring or shutting out; removal from consideration or taking part. [from 17th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرد

    noun
  • محرومیت

    and that does not promote and perpetuate those exclusions.

    و تداوم آن محرومیت ها را ترویج نمی کند.

  • برونداشته

  • ترجمه های کمتر

    • خلاصی
    • انتقاد
    • سرزنش
    • جلوگیری
    • (به زیان کسی) استثنا
    • (در امور مهاجرتی) راه ندادن
    • (شخص یا چیز) مورد جلوگیری یا محرومیت
    • اجازه ی ورود ندادن
    • برون داره
    • برون داری
    • برون داشت
    • محروم سازی
    • منع (از ورود یا شرکت)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exclusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exclusion" با ترجمه به فارسی

  • محروميت اجتماعي
  • (باشگاه و غیره) بروندار · (دستور زبان) ضمیر انحصاری · (رسانه ها) گزارش ویژه · (مغازه و غیره) اعیانی · اختصاصی · انحصاری · بخصوص · تنها · تک · جلوگیر · خاص · خصوصی · دارای مشتریان ویژه · دربست · دربسته · دربستگرانه · دربستی · دستچین · صرف · طردگر · مانعه الجمع · محروم ساز · محض · منتخب · منحصر · منحصربه فرد · واژه ی جدادار (مانند: only) · ویژه · ویژه ای · ویژه ی خواص · ویژگانه · ویژگانی · کالای اختصاصی · کالای ویژه · گزیده · یگانه
  • غیر انحصاری
  • امتیاز انحصاری
  • انحصاری بودن · انفراد · تمایل بجلوگیری ازدخول دیگران · محدودیت
  • دزمتسد تعنامم
  • رجوع شود به Pauli exclusion principle
  • انحصار متقابل
اضافه کردن

ترجمه های "exclusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه