ترجمه "exec" به فارسی
مجریه, Exec, اجرایی بهترین ترجمه های "exec" به فارسی هستند.
(informal) executive, executive officer [..]
-
مجریه
-
Exec
execute a file (a library function and/or a system call)
KIO Exec-Opens remote files, watches modifications, asks for upload
KIO Exec-پروندههای دور را باز میکند ، تغییرات را نمایش میدهد ، برای بارگذاری سؤال میکند
-
اجرایی
Now, you said that they were targeting a cosmetics exec that you met?
گفتی یه مأمور اجرایی کازمتیک رو هدف قرار دادن ؟
-
ترجمه های کمتر
- وصی
- قیم
- اجرا کننده
- مدیر اجرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exec " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
the chief executive department of the United States government
"EXEC" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای EXEC در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.