ترجمه "exempt" به فارسی

معاف, مصون, مستثنی بهترین ترجمه های "exempt" به فارسی هستند.

exempt adjective verb noun دستور زبان

One who has been released from something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معاف

    adjective

    free from duty or obligation

    I exempted her from working overtime.

    من او را از اضافه کار معاف کردم.

  • مصون

    adjective

    and the man of letters Genflot was no more exempt from them than the Spanish captain.

    و مردی که نامه ژانفلو را نوشته بود بیش از نویسنده نامه کاپی تن اسپانیولی از این اغلاط مصون نمانده بود.

  • مستثنی

    adjective

    Not a point in Paris nor in France was exempt from it.

    هیچ نقطه پاریس و فرانسه از آن مستثنی نبود.

  • ترجمه های کمتر

    • معاف کردن
    • ینثتسم
    • بخشودن
    • بخشوده
    • آدم معاف شده
    • مستثنی کردن
    • چیز معاف شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exempt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exempt" با ترجمه به فارسی

  • بخشودگی مالیاتی شرکت سرمایه گذاری محدود تراست واحد
  • معاف از مالیات
  • نقل وانتقال معاف از مالیات
  • سازمان های معاف از پرداخت مالیات
  • ازادی · بخشودگی · بخشودگی مالیاتی · فرزند یا هر کسی که موجب بخشودگی مالیاتی شود · مبلغ یا میزان بخشودگی مالیاتی (بابت داشتن فرزند و غیره) · مستثنی بودن · معافیت
  • معافیت مالیاتی
  • معافیت های مربوط به تسلیم حساب های مالی
  • معافیت های مربوط به ارائه صورت های مالی تلفیقی
اضافه کردن

ترجمه های "exempt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه