ترجمه "exhalant" به فارسی
بازدمی, زفیری, (اندام یا ابزار یا لوله ی برون دمش) برون دمگر بهترین ترجمه های "exhalant" به فارسی هستند.
exhalant
adjective
noun
دستور زبان
exhaling (emitting a fluid) [..]
-
بازدمی
He drew the first whiff of smoke deep into his lungs and expelled it in a long and lingering exhalation.
اولین یک دود را به درون ریهاش فرو فرستاد و با بازدمی طولانی و کشیده بیرون داد.
-
زفیری
-
(اندام یا ابزار یا لوله ی برون دمش) برون دمگر
-
ترجمه های کمتر
- برون دمنده
- وابسته به برون دمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exhalant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exhalant" با ترجمه به فارسی
-
قابل بیرون دادن · قابل تبخیر
-
(دود یا بخار و غیره) بیرون دادن · (قدیمی) تبخیر کردن · بازدمیدن (در برابر: درون دمیدن · برخاستن از · برون دمیدن · بیرون آمدن · تجلی کردن · جاری شدن · در دمیدن inhale) · زفیرکردن · سرچشمه گرفتن · متصاعد شدن از
-
(دود یا گاز و غیره که از چیزی برخیزد یا برون داده شود) برونداده · بازدم · بازدمه · بردمیده · برون دم · برون دمش · خاتمه · متصاعد شده
-
(دود یا بخار و غیره) بیرون دادن · (قدیمی) تبخیر کردن · بازدمیدن (در برابر: درون دمیدن · برخاستن از · برون دمیدن · بیرون آمدن · تجلی کردن · جاری شدن · در دمیدن inhale) · زفیرکردن · سرچشمه گرفتن · متصاعد شدن از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن