ترجمه "exotic" به فارسی
غریب, اگزوتیک, عجیب و غریب بهترین ترجمه های "exotic" به فارسی هستند.
exotic
adjective
noun
دستور زبان
Foreign, with the connotation of excitingly foreign. [..]
-
غریب
adjectiveforeign, with the connotation of excitingly foreign
What exotic land do you wanna visit tonight?
کدام کشور عجیب و غریب رو بچشیم امشب ؟
-
اگزوتیک
foreign, with the connotation of excitingly foreign
-
عجیب و غریب
What exotic land do you wanna visit tonight?
کدام کشور عجیب و غریب رو بچشیم امشب ؟
-
ترجمه های کمتر
- بیگانه
- خارجی
- نغز
- ناسازگار
- غریبه
- (به طور جالب و خوشایند) شگفت انگیز
- (گیاه شناسی - جانورشناسی) غیربومی
- خارق العاده
- رجوع شود به exotic dancer
- غیر محلی
- کم نظیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exotic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "exotic"
عباراتی شبیه به "exotic" با ترجمه به فارسی
-
ارقام بیگانه · ارقام واردشده · واریتههای معرفيشده
-
اتم اگزاتیک
-
نژادهای بیگانه · نژادهای واردشده
-
هادرون ناهنجار
-
گربه ی موکوتاه
-
رقاص شکم · رقاص عربی · رقاص لخت شو · رقاص هاج و واج · پلیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن