ترجمه "expand" به فارسی

بسط دادن, توسعه دادن, گسترش بهترین ترجمه های "expand" به فارسی هستند.

expand verb دستور زبان

(transitive) To change (something) from a smaller form and/or size to a larger one. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسط دادن

    verb
  • توسعه دادن

    this could be a great chance for us to expand

    اين فرصت بزرگي براي توسعه دادن ما است

  • گسترش

    The cardinal took out the others in order to expand his business.

    کاردینال بقیه رو از بین برده تا بتونه تجارت خودشو گسترش بده.

  • ترجمه های کمتر

    • بزرگ کردن
    • فراخیدن
    • پهنیدن
    • گستردن
    • (اندیشه یا موضوع و غیره) شاخ و برگ دادن
    • (ریاضی) گسترانیدن
    • از هم بازکردن
    • بسط یافتن
    • به تفصیل گفتن یا نوشتن
    • توسعه یافتن یا دادن
    • زیاد کردن یا شدن
    • سر کیف آمدن
    • شرح و بسط دادن (با: on یا upon)
    • منبسط کردن یا شدن
    • پرورش دادن
    • پیشرفت کردن
    • کامیاب شدن
    • کشانده کردن
    • گرم و دوست داشتنی شدن
    • گسترده شدن
    • گسترش دادن
    • گشاد کردن
    • گشاد کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expand " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Expand
+ اضافه کردن

"Expand" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Expand در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "expand" با ترجمه به فارسی

  • تور سیمی · رابیتس
  • روش مبسوط ارزش ویژه در سرمایه گذاری های بلند مدت
  • بسط یافته · رجوع شود به extended · مبسوط · مفصل · منبسط · منبسط شده · پهنیده · گسترده
  • بسط دهنده · منبسط کننده
  • پلاستیکهای گستردهشده
  • پهن گسترده، درندشت، فسیح، فراخ
  • بسط پذیری · قابلیت انبساط
  • آینده یک جهان منبسطشونده
اضافه کردن

ترجمه های "expand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه