ترجمه "expansive" به فارسی
گسترده, شنگول, سخاوتمند بهترین ترجمه های "expansive" به فارسی هستند.
expansive
adjective
دستور زبان
Able to be expanded. [..]
-
گسترده
adjectiveBut war would mean a huge expansion of railways everywhere.
اما جنگ به راه آهن عظيم و گسترده نياز داره.
-
شنگول
Babbitt was expansive and virile.
به بیت شنگول شده بود و حالت مردانه به خود گرفته بود.
-
سخاوتمند
-
ترجمه های کمتر
- خوشرو
- آزاده
- جامع
- مفصل
- (آدم) گسترده اندیش
- (قادر به یا متمایل به گسترش) گستردنی
- (وابسته به گسترش) گسترشی
- توسعه یافته
- خرم دل
- دارای انبساط خاطر
- قابل توسعه
- گسترده روان
- گسترش پذیر
- گشاده دست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expansive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expansive" با ترجمه به فارسی
-
(معماری و مکانیک) پیچ گسترشی (پیچی که دارای سر پیچ ویژه ای می باشد که وقتی در سوراخ رانده شد گسترده می شود و پیچ رامحکم در جای خود نگه می دارد)
-
بسته تکمیلی
-
لرزهگیر
-
گسترش پذیر
-
بطورقابل انبساط · چنانکه بتوان توسعه یابسط داد
-
طرح توسعه تجاری
-
پروژه توسعه
-
انبساط پذیری · تمایل به انبساط · سهل گیری · وسعت فکر · پهناوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن