ترجمه "expediential" به فارسی
تدبیرآمیز, مدبرانه, مصلحتی بهترین ترجمه های "expediential" به فارسی هستند.
expediential
adjective
دستور زبان
Governed by expediency; seeking advantage.
-
تدبیرآمیز
-
مدبرانه
-
مصلحتی
-
ترجمه های کمتر
- مصلحت آمیز
- مصلحت اندیشانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expediential " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن