ترجمه "explain" به فارسی

توضیح دادن, شرح دادن, واضح کردن بهترین ترجمه های "explain" به فارسی هستند.

explain verb دستور زبان

To give a sufficiently detailed report about (a) the reason for something, about why something happened, about a causal chain of events; about (b) how something works, about how elements in a system interact; about (c) how to do something, about the steps which need to be accomplished in order to accomplish a certain goal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توضیح دادن

    verb

    To inform about the reason for something, how something works, or how to do something. [..]

    I wish you'd give me a chance to explain.

    ای کاش فرصتی برای توضیح دادن به من دادی.

  • شرح دادن

    verb

    so to explain the decrypts, we have to try to interpret

    بنابراين براي شرح دادن اين کشف رمز. ما مجبوريم سعي کنيم يک جوري تفسيرش کنيم

  • واضح کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • دیماساندن
    • سفرنگیدن
    • ویچاردن
    • (برای کاری) دلیل آوردن
    • انگیزه نمایی کردن
    • بازنمود کردن
    • بسط دادن
    • بیان کردن
    • تعبیر کردن
    • تفسیر کردن
    • توجیه کردن
    • روشن کردن
    • معنی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " explain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "explain" با ترجمه به فارسی

  • توضیح بردار · روشن ساختنی · قابل توضیح
اضافه کردن

ترجمه های "explain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه