ترجمه "explode" به فارسی
ترکیدن, پکاندن, پکیدن بهترین ترجمه های "explode" به فارسی هستند.
explode
Verb
verb
دستور زبان
(transitive) To create an explosion, usually resulting in the destruction of an intended target. [..]
-
ترکیدن
verbwith the crash of the magnesium flare exploding away toward the land, over the spot he hoped his colleagues would have reached.
با ترکیدن گلولهمنیزیوم نورانی درآمیخت و وی امید داشت در بالای منطقهایباشد که همکارانش به آنجا رسیده بودند.
-
پکاندن
-
پکیدن
-
ترجمه های کمتر
- ترکاندن
- (به سرعت و شدت) رشد کردن
- (ناگهان و با شدت چیز جامد یا مایع را تبدیل به گاز قابل انبساط کردن) فراگستردن
- (کذب یا بطلان چیزی را) نشان دادن
- درب و داغان کردن
- رد کردن
- زیر (خنده یا گریه و غیره) زدن
- صدای بلند ایجاد کردن
- فرا گسترده شدن
- فوران کردن
- منفجر شدن
- منفجر کردن یا شدن
- همراه با صدا انجام شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " explode " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "explode"
عباراتی شبیه به "explode" با ترجمه به فارسی
-
نقشه انفجاری
-
(تصویری که اجزای موتور و غیره را به طور مجزا از هم نشان می دهد) تصویر گسترده
-
سندروم انفجار سر
-
برون نمای گسترده
-
منفجر · منفجر شونده
-
انفجاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن