ترجمه "exponent" به فارسی
توان, نماینده, نما بهترین ترجمه های "exponent" به فارسی هستند.
exponent
noun
دستور زبان
(mathematics) The power to which a number, symbol or expression is to be raised. As in the 3\, in x^3\,. [..]
-
توان
nounWell, for starters, he forgot the negative sign on the exponent.
برای شروع ، اون یادش رفته بود علامت منفی را بالای توان بزاره
-
نماینده
noun -
نما
noun
-
ترجمه های کمتر
- شارح
- مروج
- بیانگر
- مبلغ
- طرفدار
- قوه
- نمونه
- (ریاضی) نما
- استدلال كننده
- استدلال کننده
- توضیح دهنده
- نما در ریاضیات – نماینده
- وکیل مدافع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exponent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exponent" با ترجمه به فارسی
-
توضیح بردار · نیازمندتوضیح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن