ترجمه "export" به فارسی

صادرات, صدور, صادراتی بهترین ترجمه های "export" به فارسی هستند.

export adjective verb noun دستور زبان

(countable) something that is exported [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صادرات

    noun

    shipping the goods and services out of the port of a country

    We're also working on a little house for export.

    ما همچنین روی خانه کوچکی برای صادرات کار کردیم.

  • صدور

    noun

    The Yugoslavs usually use it for their arms exports.

    یوگسلاویها معمولا برای صدور اسلحهشان از آن استفاده میکنند.

  • صادراتی

    There was a position listed as secretary in an export firm.

    در آنجا یک کار سکرتری برای یک شرکت صادراتی وجود داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • برفرست
    • صادرکردن
    • (اندیشه و هنر و فرهنگ و غیره) سرایت دادن یا کردن
    • (در برابر: وارد کردن import)
    • (مهجور) بردن
    • (هر چیز صادر شده) کالای صادراتی
    • (کالا و خدمات) صادر کردن
    • برفرس ت
    • برفرست کردن
    • حمل کردن
    • صادر کردن
    • وابسته به صادرات
    • کالای صادره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " export " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Export

A report that lists all files under the specified namespace. A number of useful file system properties are included for each file. The generated data is suitable for importing into data processing applications for further analysis.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صادرات

    Export all addresses in the selected category to CSV format

    صادرات همه نشانیها در دسته برگزیده به قالب CSV. The title is inknown

عباراتی شبیه به "export" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "export" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه