ترجمه "expressivity" به فارسی
بیانگری, گویاگری, (زادشناسی) نمود بهترین ترجمه های "expressivity" به فارسی هستند.
expressivity
noun
دستور زبان
the quality of being expressive [..]
-
بیانگری
-
گویاگری
-
(زادشناسی) نمود
-
نمایان شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expressivity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expressivity" با ترجمه به فارسی
-
حالت های چهره ای
-
عبارت شرطی
-
رابطه نمائی
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن