ترجمه "exserted" به فارسی
برقلمبیده, برآمده, بیرون زده بهترین ترجمه های "exserted" به فارسی هستند.
exserted
adjective
verb
دستور زبان
protruding, projecting [..]
-
برقلمبیده
-
برآمده
-
بیرون زده
-
جلو آمده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exserted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exserted" با ترجمه به فارسی
-
برآمده بودن · بیرون زدن · جلو آمدن · ورقلمبیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن