ترجمه "extent" به فارسی

مقدار, حد, اندازه بهترین ترجمه های "extent" به فارسی هستند.

extent adjective noun دستور زبان

A range of values or locations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقدار

    noun

    not entirely, but to a large extent.

    نه کاملا، اما به مقدار زیادی،

  • حد

    noun

    The width or height of the viewport.

    And that, to a large extent, is what we want to do now.

    و این، تا حد زیادی، همان چیزی است که ما در حال حاضر می خواهیم انجام دهیم.

  • اندازه

    I know we all create our realities to some extent.

    من مي دونم همه ما واقعيت هامون رو. به اندازه مشخصي مي تونيم خلق کنيم.

  • ترجمه های کمتر

    • وسعت
    • توسعه
    • فراخی
    • حوزه
    • میزان
    • درجه
    • طول، درازا، مسافت، اندازه، بزرگی، درجه
    • دامنه
    • میدان
    • بزرگی
    • فراخش
    • پهناوری
    • گستردگی
    • (انگلیس - حقوق - قدیمی) حکم توقیف ملک آدم مقروض
    • ارزیابی ملک توقیف شده به این خاطر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "extent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "extent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه