ترجمه "extorter" به فارسی
بزورستاننده, جابر, غاصب بهترین ترجمه های "extorter" به فارسی هستند.
extorter
noun
دستور زبان
One who practices extortion.
-
بزورستاننده
-
جابر
adjective noun -
غاصب
-
زیاده ستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extorter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extorter" با ترجمه به فارسی
-
(بازور یا تهدید یا سو استفاده از مقام و غیره) گرفتن · (در فروش) اجحاف کردن · اخاذی کردن · به زرو ستاندن · درکشیدن
-
اجحاف · اخاذی · به زور ستانی · به زورگیری · درکشیدن · فروش به بهای غیر منصفانه · پول اضافی (که از مشتری گرفته شده) · چیزی که به زور یا تهدید گرفته شده باشد · گزاف فروشی
-
بزورستان · زیاده ستان · غاصب · غاصبانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن