ترجمه "extra" به فارسی
اضافی, اضافه, بیشتر بهترین ترجمه های "extra" به فارسی هستند.
extra
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Beyond what is due, usual, expected, or necessary; extraneous; additional; supernumerary. [..]
-
اضافی
adjectiveWe gotta get every ounce of extra weight off this chopper now!
ما باید تمام وزنه های اضافی رو از این هلیکوپتر پرت کنیم بیرون.
-
اضافه
adjectiveThat's like finding an extra hour in the day.
این مثل یک ساعت اضافه در هر روز میشود.
-
بیشتر
adverbShe will only have a couple of hours' extra steaming if she diverts at once.
اگر کشتی فورا تغییرمسیر بدهد، فقط یکی دو ساعت بیشتر در راه خواهد بود.
-
ترجمه های کمتر
- دیگر
- زیادی
- خیلی
- یدکی
- مازاد
- برون
- افزودین
- افزونه
- مخلفات
- بیشین
- سیاهیلشکر
- حشو
- زیادتی
- زائد
- زیاده
- (جمع) اضافات
- (روزنامه و غیره) شماره ی فوق العاده
- (فیلم سینمایی و غیره) سیاهی لشگر
- (پیش ازصفت می آید) بسیار
- افزوده
- افزونه ها
- بازیگر غیر مهم
- هنرپیشه ی افزودین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Extra
-
اضافی
Extra fresh water, beer, wine, cigarettes.
آب آشامیدنی اضافی، آبجو، شراب، سیگار و غیره.
عباراتی شبیه به "extra" با ترجمه به فارسی
-
راهپیمایی فضایی
-
افشای اقلام غیر مترقبه
-
اضافه کار · وقت اضافه
-
کارهای جدید
-
جستجوی هوش فرازمینی
-
برون · برونی · بیرون از · علاوه بر · پیشوند: خارج از
-
روان بیرونی
-
مجمع عمومی فوق العاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن