ترجمه "eyespot" به فارسی
(در برخی جانوران بی مهره) چشمدانه (نقطه ی کوچکی که به نور حساسیت دارد), لکه ی رنگی که شبیه چشم باشد, لکه ی چشمسان بهترین ترجمه های "eyespot" به فارسی هستند.
eyespot
noun
دستور زبان
(botany) Any of a group of fungal infections of grasses that are characterized by oval spots. [..]
-
(در برخی جانوران بی مهره) چشمدانه (نقطه ی کوچکی که به نور حساسیت دارد)
-
لکه ی رنگی که شبیه چشم باشد
-
لکه ی چشمسان
-
چشم اولیه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eyespot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن