ترجمه "factoring" به فارسی
عاملیت، حق المعل کاری, فکتورینگ بهترین ترجمه های "factoring" به فارسی هستند.
factoring
noun
verb
دستور زبان
Present participle of factor. [..]
-
عاملیت، حق المعل کاری
-
فکتورینگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " factoring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "factoring" با ترجمه به فارسی
-
تقاضای عوامل
-
عامل کارایی
-
خلاصۀ تجزیه و تحلیل عوامل استراتژیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن