ترجمه "fail-safe" به فارسی

(در مورد سلاح های اتمی یا نیروگاه های اتمی و غیره) خراب آسود, خراب ایمن, محافظدار بهترین ترجمه های "fail-safe" به فارسی هستند.

fail-safe verb noun adjective دستور زبان

Something which doesn't cause undue damage, in the event of failure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در مورد سلاح های اتمی یا نیروگاه های اتمی و غیره) خراب آسود

  • خراب ایمن

  • محافظدار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fail-safe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fail-Safe

Fail-Safe (1964 film)

+ اضافه کردن

"Fail-Safe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fail-Safe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "fail-safe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه