ترجمه "fake" به فارسی

جعل, مصنوعی, ماخ بهترین ترجمه های "fake" به فارسی هستند.

fake adjective verb noun دستور زبان

(nautical) One of the circles or windings of a cable or hawser, as it lies in a coil; a single turn or coil. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جعل

    something which is not genuine, or is presented fraudulently

    Mr. Harper went through a lot of trouble to fake his death.

    آقای هارپر خیلی سختی کشید تا بتونه مرگش رو جعل کنه.

  • مصنوعی

    noun

    All that was left after the attack was a fake looking severed arm lying on the sidewalk.

    تنها چیزی که باقی مانده بود یک بازوی مصنوعی بود که در خیابان افتاده بود.

  • ماخ

    something which is not genuine, or is presented fraudulently

  • ترجمه های کمتر

    • جعل کردن
    • جعلی
    • تقلبی
    • ساختگی
    • بدلی
    • دروغی
    • الکی
    • تصنعی
    • کاذب
    • دغلکار
    • دغل
    • متظاهر
    • بدل
    • نااصیل
    • ناسره
    • نبهرگی
    • وانمودگر
    • فریب
    • نادرست
    • (از راه وانمود کردن) گول زدن
    • (دروغی) ساختن
    • (ورزش و غیره) جاخالی دادن
    • (کشتی رانی - معمولا با : down) طناب را از درازا جمع کردن
    • از خود درآوردن
    • بدجلوه دادن
    • تقلبی چیزی را ساختن
    • جا زدن
    • حرکت وانمودین کردن
    • دراز خوابانی کردن (طناب)
    • دغل زدن
    • دغلکاری کردن
    • وانمود کردن
    • پنهان شدن
    • کلاه گیس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fake " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fake
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقلبی- بدل غیر اصلی

عباراتی شبیه به "fake" با ترجمه به فارسی

  • صفحهای که رتبه بالا دارد اما محتوای آن از صفحهای در سایتی دیگر دزدیده شده است.
  • تظاهر به خشم
اضافه کردن

ترجمه های "fake" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه