ترجمه "fan" به فارسی

فن, بادبزن, فن الکتریکی بهترین ترجمه های "fan" به فارسی هستند.

fan verb noun دستور زبان

A hand-held device consisting of concertinaed material, or slats of material, gathered together at one end, that may be opened out into the shape of a sector of a circle and waved back and forth in order to move air towards oneself and cool oneself. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فن

    noun

    electrical device [..]

    Uh, Walt, what's the engine size on that fan?

    والت ، اندازه ی موتوری که به اون فن وصله ، چقدره ؟

  • بادبزن

    Noun

    hand-held device [..]

    The drone of the slow ceiling fan filled her head.

    صدی یکنواخت بادبزن کند سقفی سرش را پر کرده بود.

  • فن الکتریکی

    noun

    electrical device [..]

  • ترجمه های کمتر

    • پنکه
    • طرفدار
    • هوادار
    • پروانه
    • بادزن
    • چتری
    • مجاهد
    • فاسق
    • مخلص
    • دوستدار
    • (از راه دمیدن) بوجاری کردن
    • (امریکا - خودمانی) با کف دست زدن به
    • (امریکا - خودمانی) پشت سر هم تیر انداختن (با هفت تیر) 0
    • (با بادزن) بادزدن
    • (با بادزن) دمیدن
    • (به ویژه در امور ورزشی یا هنری) شیفته
    • (بیس بال) چوگاندار را از بازی خارج کردن
    • (در اصل) ابزاری برای باد دادن غله (هنگام درو)
    • (مانند چتر یا بادزن تاشو) از هم باز شدن
    • (مکانیک) پروانه
    • (هرچیزی) وزیدن یا وزاندن
    • (هنگام برداشت محصول غله) باد دادن
    • باد بزن
    • باد زن بوجاری
    • بادبزن (دستی یا برقی و غیره)
    • بادزن دیس (مثلا دم برخی پرندگان)
    • بادزن سان
    • دامن زدن
    • در کونی زدن به
    • هرچیز بادزن شکل (بادزن تاشو)
    • پخش شدن یا کردن
    • چتری شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fan proper

A diminutive of Frances.

+ اضافه کردن

"Fan" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

FAN abbreviation

File area network. [..]

+ اضافه کردن

"FAN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای FAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fan"

عباراتی شبیه به "fan" با ترجمه به فارسی

  • انواع درختان نخل که برگ های بادزن مانند دارند
  • (امریکا - نامه هایی که شیفتگان ورزشکاران یا هنرمندان به آنها می نویسند) نامه (های) شیفتگان
  • مخروط افکنه · پنجه ی آبرفتی (توده ی آبرفتی کم شیب که در جاهایی که رودخانه کم کم آهسته می شود تشکیل می گردد)
  • (مکانیک) تسمه ی پروانه
  • (معماری) تزئینات طاق ضربی (به ویژه طاق ضربی بادزن دیس)
  • من همیشه مدیون تو هستم
  • فن - آت (fan-out) · پخش دشن افراد
  • فان تان (نوعی قمار چینی که با ورق یا لوبیا انجام می شود)
اضافه کردن

ترجمه های "fan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه