ترجمه "farewell" به فارسی
بدرود, خدا حافظ, وداع بهترین ترجمه های "farewell" به فارسی هستند.
A wish of happiness or welfare at parting, especially a permanent departure; the parting compliment; a goodbye; adieu. [..]
-
بدرود
nounThen she brought the cup to each of the Company, and bade them drink and farewell.
سپس برای هر یک از افراد گروه جامی آورد و فرمان داد که بنوشند و بدرود بگویند
-
خدا حافظ
nounAn interjection of parting.
-
وداع
nounShe was gone, without having had time to say farewell to anybody.
در گذشته و مجال آن که با کسی وداع کند نیافته بود.
-
ترجمه های کمتر
- خداحافظی
- خداحافظ
- خدانگهدار
- تودیع
- عزیمت
- اوزار
- رهسپاری
- میبینمت
- فراق
- فرق
- به امید دیدار
- جای تقسیم
- راهی شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " farewell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Farewell, My Lovely [..]
"Farewell" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Farewell در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "farewell" با ترجمه به فارسی
-
بدرود · تودیع · وداع
-
یک مادربزرگ با نوه های خود که در "مناطق امن" رفح در اثر بمباران اسرائیلی کشته شدند، خداحافظی می کند.
-
(گیاه شناسی) گل بدرود تا بهار (Clarkia amoena - بومی غرب ایالات متحده)
-
دماغه ی بدرود (جنوبی ترین بخش گرین لند) · دماغه ی فرول
-
پدری در غزه با دختر کوچکش وداع میکند
-
خدا حافظ · خدا نگهدار