ترجمه "farewell" به فارسی

بدرود, خدا حافظ, وداع بهترین ترجمه های "farewell" به فارسی هستند.

farewell adjective verb noun interjection دستور زبان

A wish of happiness or welfare at parting, especially a permanent departure; the parting compliment; a goodbye; adieu. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدرود

    noun

    Then she brought the cup to each of the Company, and bade them drink and farewell.

    سپس برای هر یک از افراد گروه جامی آورد و فرمان داد که بنوشند و بدرود بگویند

  • خدا حافظ

    noun

    An interjection of parting.

  • وداع

    noun

    She was gone, without having had time to say farewell to anybody.

    در گذشته و مجال آن که با کسی وداع کند نیافته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • خداحافظی
    • خداحافظ
    • خدانگهدار
    • تودیع
    • عزیمت
    • اوزار
    • رهسپاری
    • میبینمت
    • فراق
    • فرق
    • به امید دیدار
    • جای تقسیم
    • راهی شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " farewell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Farewell

Farewell, My Lovely [..]

+ اضافه کردن

"Farewell" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Farewell در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "farewell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "farewell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه