ترجمه "farfetched" به فارسی

بعید, شبیه بعید, غیر میسر بهترین ترجمه های "farfetched" به فارسی هستند.

farfetched adjective دستور زبان

Alternative spelling of far-fetched. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بعید

    That sounds rather farfetched, Mr. Cooper.

    این چیزی است که شما میگویید، ولی بسیار بعید و غیر ممکن به نظر میرسد، آقای کوپر.

  • شبیه بعید

  • غیر میسر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " farfetched " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "farfetched" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه