ترجمه "farmhand" به فارسی
زارع, پالیزگر, کشتیار بهترین ترجمه های "farmhand" به فارسی هستند.
farmhand
noun
دستور زبان
(baseball) a player in the minor leagues. [..]
-
زارع
noun -
پالیزگر
-
کشتیار
-
ترجمه های کمتر
- کارگر مزرعه
- کارگر مزرعه (که در مقابل مزد برای کشاورز کار می کند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " farmhand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن