ترجمه "fasces" به فارسی

(روم باستان) تبرزینی که دور دسته ی آن ترکه می پیچیدند و قضات آنرا به نشان قدرت با خود حمل می کردند, قدرت مجازات, نشان جاه و جلال بهترین ترجمه های "fasces" به فارسی هستند.

fasces noun دستور زبان

A Roman symbol of judicial authority consisting of a bundle of wooden sticks, with an axe blade embedded in the centre; used also as a symbol of fascism [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (روم باستان) تبرزینی که دور دسته ی آن ترکه می پیچیدند و قضات آنرا به نشان قدرت با خود حمل می کردند

  • قدرت مجازات

    noun
  • نشان جاه و جلال

  • نشان حزب فاشیست ایتالیا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fasces " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fasces" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه