ترجمه "fashionable" به فارسی

مد, باب, شیک بهترین ترجمه های "fashionable" به فارسی هستند.

fashionable adjective noun دستور زبان

Characteristic of or influenced by a current popular trend or style. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مد

    noun

    She's intent on going to New York to study fashion.

    او قصد دارد برای تحصیل در زمینه مد به نیویورک برود.

  • باب

    adjective noun proper

    When Beranabus recruited me, talking movies had just come into fashion.

    وقتی برانابوس من را عضو گروه کرد، فیلمهای ناطق تازه باب شده بودند.

  • شیک

    adjective

    than the crowd of ladies of quality and fashion, who were full of eager attention to the last

    دستهای زنهای شیک پوش طبقه بالا بود که تا لحظه آخر،

  • ترجمه های کمتر

    • رایج
    • رسم
    • متداول
    • كفل
    • مدپرست
    • مدپرستانه
    • مدگرای
    • مدگرایانه
    • خوش لباس
    • شیک پوش
    • مد روز
    • وابسته به مد
    • پیرو باب روز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fashionable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fashionable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fashionable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه