ترجمه "fast food" به فارسی
غذای فوری, فست فود, غذای سریع بهترین ترجمه های "fast food" به فارسی هستند.
fast food
adjective
noun
دستور زبان
A type of meal that is often standardized, pre-prepared, and served quickly. [..]
-
غذای فوری
type of meal that is often pre-prepared and served quickly [..]
-
فست فود
type of meal that is often pre-prepared and served quickly
Bunch of small charges at fast food joints near his office.
چنتا هزينه ي کم در فست فود نزديک دفترش
-
غذای سریع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fast food " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fast food"
عباراتی شبیه به "fast food" با ترجمه به فارسی
-
رستوران فست فود
-
(رستوران) تندکار · (وابسته به رستوران یا جایی که در آن خوراک را به سرعت می دهند و مشتری خودش آنرا از پیشخوان به میزش می برد) تند خوراک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن