ترجمه "fatiguing" به فارسی
خسته کننده, خستگی اور بهترین ترجمه های "fatiguing" به فارسی هستند.
fatiguing
verb
Present participle of fatigue. [..]
-
خسته کننده
especially from guests whose desultory vivacity makes their presence a fatigue.
به خصوص از دیدن مهمانانی که نشاط و پرگوییشان برایم خسته کننده است.
-
خستگی اور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fatiguing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fatiguing" با ترجمه به فارسی
-
مطالعه دشواری کار، خستگی سنجی کار
-
خستگی مزمن
-
رزم رنجوری (هراس و افسردگی و زود رنجی افرادی که مدت های طولانی در جبهه ی جنگ بوده اند) · روان رنجوری رزمی
-
خسته شدنی · خستگی پذیر
-
خستگی از گذرواژه
-
خستگی
-
رجوع شود به combat fatigue
-
مزایای خستگی کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن