ترجمه "fatiguing" به فارسی

خسته کننده, خستگی اور بهترین ترجمه های "fatiguing" به فارسی هستند.

fatiguing verb

Present participle of fatigue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خسته کننده

    especially from guests whose desultory vivacity makes their presence a fatigue.

    به خصوص از دیدن مهمانانی که نشاط و پرگوییشان برایم خسته کننده است.

  • خستگی اور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fatiguing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fatiguing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fatiguing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه