ترجمه "fatness" به فارسی
چاقی, فربهی, برکت بهترین ترجمه های "fatness" به فارسی هستند.
fatness
noun
دستور زبان
The state of being fat [..]
-
چاقی
nounThe only sign that a fat man lurked inside him was his shining, happy cheeks.
تنها نشانة این که مرد چاقی در درون او کمین کرده گونههای درخشان و شادمانش بودند.
-
فربهی
Ah! sir, 'tis this very coating of fat that makes me shiver.
آری مسی و همین فربهی است که مرا بیشتر اسباب ترس و بیم شده.
-
برکت
-
ترجمه های کمتر
- فیض
- وزن
- سنگینی
- حاصل خیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fatness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fatness" با ترجمه به فارسی
-
کار پردرآمد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن