ترجمه "fatuous" به فارسی
احمق, گول, غیرواقعی بهترین ترجمه های "fatuous" به فارسی هستند.
fatuous
adjective
دستور زبان
Obnoxiously stupid, vacantly silly, content in one's foolishness. [..]
-
احمق
nounWisdom of years has finally proven master over fatuous youth.
بالاخره بين همه ي جووناي احمق يه عاقل پيدا شده
-
گول
noun -
غیرواقعی
-
ترجمه های کمتر
- نفهم
- ابله
- خر
- (قدیمی) سراب مانند
- بی شعور
- گول زننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fatuous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن