ترجمه "faulty" به فارسی
ناقص, معیوب, (دارای) اشتباه بهترین ترجمه های "faulty" به فارسی هستند.
faulty
adjective
دستور زبان
Having or displaying faults; not perfect; not adequate or acceptable. [..]
-
ناقص
adjectiveFile a faulty complaint and they dock you!
اگه شکاييت ناقص باشه ، اونا جريمه ت مي کنند
-
معیوب
adjectiveAlex told me they were exposed to a fatal virus when the government gave them faulty Hazmat suits.
الکس " بهم گفت که در معرض یه ویروس کشنده قرار گرفتن " وقتی که دولت لباس های معیوب بهشون داده
-
(دارای) اشتباه
-
ترجمه های کمتر
- (دارای) غلط
- عیب دار
- لغزش دار
- کاستی دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faulty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "faulty" با ترجمه به فارسی
-
شایستگی برای نکوهش · عیبناکی · معیوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن