ترجمه "faze" به فارسی
برزخ کردن, برهم زدن, مرعوب کردن بهترین ترجمه های "faze" به فارسی هستند.
faze
verb
دستور زبان
(informal) To frighten or cause hesitation; to daunt, put off (usually used in the negative), to perturb, to disconcert. [..]
-
برزخ کردن
-
برهم زدن
verb -
مرعوب کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ناراحت کردن
- هراسیده کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faze " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن