ترجمه "featuring" به فارسی

برجسته نمودن, ترکیب کردن, صورت یافتن بهترین ترجمه های "featuring" به فارسی هستند.

featuring verb

Present participle of feature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برجسته نمودن

  • ترکیب کردن

  • صورت یافتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " featuring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "featuring" با ترجمه به فارسی

  • اجزاء صورت
  • مقالهٔ برگزیده
  • مدلسازی شناختی
  • آبنما
  • (امریکا - خودمانی) تصور کردن · (به طور چشمگیر) نمایش دادن · (جمع) سیما · (جنبه های چیزی را) نشان دادن · (در آگهی ها یا نمایش ها یا روزنامه یا سینما و غیره) برنامه ی اصلی · (در اصل) قیافه · (محلی) شبیه بودن به · اندام · بالیدن · برجسته کردن (مطلب یا نمایش) · به رخ کشیدن · به فکر خطور دادن · تصویر اصلی · جنبه · جنبه ی چیزی بودن · خاصیت · خصوصيات · خصوصیت (خصوصیات) · خصیصه · خط · خطوط چهره · دیس · رجز خواندن · رخسار · رخساره · ریخت · سرمقاله · سرگرم کردن · سهم اساسی داشتن در · شکل · شکل، ترکیب، قیافه، ویژگی، خصوصیت · صفات مشخصه · ظاهر · فروزه · فروزه نمایی کردن · فیلم اصلی · فیلم بلند · مشخصه (مشخصات) · مقاله ی اصلی · منش · نقش عمده داشتن در · نما · نمایان کردن · نمایه · وجنات (وجنه) · ویژسیما · ویژگی · پدیدار (باستانشناسی) · پک و پوز · چهره
  • مشخصههای ریزریختشناختی خاک
  • فهرست برگزیده
  • SmartBody حتی می تواند در موتورهای بازی نیز گنجانده شود تا از ویژگی های خارق العاده آن که برنامه ریزی خودکار آنها برای شما کاری دشوار میباشد استفاده کند · SmartBody حتی می تواند در موتورهای بازی نیز گنجانده شود تا از ویژگی های خارق العاده خودش که برنامه ریزی خودکار آنها برای شما کاری دشوار میباشد استفاده کند
اضافه کردن

ترجمه های "featuring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه