ترجمه "febrility" به فارسی

تب, هیجان بهترین ترجمه های "febrility" به فارسی هستند.

febrility noun دستور زبان

feverishness [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تب

    noun

    Late at night, when crowds of rowdy proles roamed the streets, the town had a curiously febrile air.

    دیرگاه شب، هنگامی که جمعیت پرهای و هوی رنجبران در خیابانها میگشتند، شهر فضای غریب و تب آلودی داشت.

  • هیجان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " febrility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "febrility" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) · ایجاد شده توسط تب · تب آورد · تب دار · تب زاد · وابسته به تب
  • تشنج ناشی از تب
اضافه کردن

ترجمه های "febrility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه