ترجمه "feeder" به فارسی
خوراننده, شاخانه, شاخراهه بهترین ترجمه های "feeder" به فارسی هستند.
feeder
noun
دستور زبان
That which is used to feed. [..]
-
خوراننده
-
شاخانه
-
شاخراهه
-
ترجمه های کمتر
- گاوپرواری
- انشعاب
- پروار
- (دام به ویژه گاوی که پروار می شود) پرواری
- (راه یا یا رودخانه و غیره) فرعی
- (شخص یا دستگاهی که خوراک می رساند یا ماشین و غیره را تغذیه می کند) خوراندگر
- تغذیه رسان
- دام خور رسان
- سوخت رسان
- شاخه راه
- علیق رسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feeder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "feeder" با ترجمه به فارسی
-
سنجاقک
-
روغن دان چراغ
-
(جانور شناسی - جانوری که از راه پالودن آب یا هوا مواد مغذی به دست می آورد مانند برخی نهنگ ها و ابرها) پالیده خوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن