ترجمه "felicity" به فارسی
سعادت, خوشی, خوشحالی بهترین ترجمه های "felicity" به فارسی هستند.
(Semiotics/semiology) Reproduction of a sign with fidelity. eg. "The quotation was rendered with felicity." [..]
-
سعادت
nounWhat years of felicity that man, in all human calculation, has before him!
با حساب و محاسبهی بشری، این مرد کلی سالهای سعادت بار در پیش دارد!
-
خوشی
nounand Mr. and Mrs. Norris began their career of conjugal felicity with very little less than a thousand a year.
و آقا و خانم نوریس با قدری کمتر از هزار پوند در سال زندگی زناشویی خود را به خیر و خوشی شـروع کـردند.
-
خوشحالی
noun
-
ترجمه های کمتر
- شادی
- نیکبختی
- بلاغت
- فصاحت
- سعادتمندی
- بلیغ
- رستگاری
- خرسندی
- نیکو
- گویا
- (بیان یا نوشته یا اندیشه) فصیح
- بخت خوب
- خوش بیانی
- شیرین سخنی
- مایه ی خوشی
- گزیده گویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " felicity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A female given name. [..]
"Felicity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Felicity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.