ترجمه "felony" به فارسی
بزه, جرم, جنایت بهترین ترجمه های "felony" به فارسی هستند.
felony
noun
دستور زبان
(US, law) A serious criminal offense, which, under federal law, is punishable by death or imprisonment for a term exceeding one year. [..]
-
بزه
noun -
جرم
nounWithout a warrant, that would also be a felony.
بدون حکم ، اونم یه جرم محسوب میشه.
-
جنایت
nounDid you know firing a gun into a crowd is a felony?
می دونستی شلیک تو جمعیت ، جنایت محسوب میشه ؟
-
ترجمه های کمتر
- تبهکاری
- (حقوق - جنایتی مانند قتل یا زنای به عنف یا آتش افروزی که دوران زندان آن از یک سال بیشتر باشد) جنایت
- یراك هبت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " felony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "felony" با ترجمه به فارسی
-
هناراكهزب یشك مدآ
-
(حقوق - آنچه که طبق قانون جنایت محسوب می شود) بزهکارانه · (شعر قدیم) پست · بدجنس · تبهکارانه · جنایت آمیز
-
قصور یا خودداری از گزارش دادن جنایت یا توطئه از سوی کسی که خودش در آن شرکت نداشته است
-
راک هبت لتاق
-
یدمع یشك مدآ و تیانج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن