ترجمه "fencing" به فارسی
شمشیربازی, حصارکشی, شمشیر بازی بهترین ترجمه های "fencing" به فارسی هستند.
fencing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of fence. [..]
-
شمشیربازی
nounsport
The fencer who demanded a contest according to the rules of fencing was the French army.
شمشیربازی که مبارزه را طبق مقررات فن خواستار بود فرانسویان بودند.
-
حصارکشی
in the rear a large stable, a fenced in chicken yard
در پشت اصطبل یک محوطهی حصارکشی شده برای مرغ و خروسها،
-
شمشیر بازی
nounI thought you were teaching her how to fence?
فکر می کردم بهش شمشیر بازی یاد می دادی ؟
-
ترجمه های کمتر
- حصارها
- دفاع
- سیبه کشی
- شمشيربازى
- مواد لازم برای نرده سازی
- نرده بندی
- نرده کشی
- چپرها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fencing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fencing
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fencing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fencing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "fencing"
عباراتی شبیه به "fencing" با ترجمه به فارسی
-
پرچینها
-
حصارها · حصارکشی · چپرها
-
مردد
-
حصارهای الكتريكي
-
دیوار کشیدن
-
حصار کشی · سیبا · نرده · نرده ی چوبی (نرده ی ساخته شده از تیرچه های عمود بر زمین) · پرچین · چپر
-
سیم توری
-
سابر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن