ترجمه "fenestral" به فارسی

روزنه ای, روزنه دار, پنجره دار بهترین ترجمه های "fenestral" به فارسی هستند.

fenestral adjective noun دستور زبان

Relating to a window or windows. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روزنه ای

  • روزنه دار

  • پنجره دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fenestral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fenestral" با ترجمه به فارسی

  • روزنه دار · سوراخ سوراخ
  • دریچه دار · روزن دار · روزنی (fenestrate هم می گویند) · سوراخ دار
  • (جراحی) روزنگشایی (باز کردن سوراخ به ویژه دریدن یاسوراخ کردن بخشی از گوش درونی) · (معماری) طرز قرارگیری در و پنجره در ساختمان · دریچه گذاری · روزن گزینی · سوراخ گذاری
  • (جراحی) روزنگشایی (باز کردن سوراخ به ویژه دریدن یاسوراخ کردن بخشی از گوش درونی) · (معماری) طرز قرارگیری در و پنجره در ساختمان · دریچه گذاری · روزن گزینی · سوراخ گذاری
اضافه کردن

ترجمه های "fenestral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه