ترجمه "feracious" به فارسی
برومند, مثمر, پربار بهترین ترجمه های "feracious" به فارسی هستند.
feracious
adjective
دستور زبان
Producing in abundance; fertile, fruitful [..]
-
برومند
-
مثمر
-
پربار
-
ترجمه های کمتر
- پربرکت
- فراوان
- حاصل خیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feracious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن