ترجمه "ferocity" به فارسی
شدت, درنده خویی, وحشی گری بهترین ترجمه های "ferocity" به فارسی هستند.
ferocity
noun
دستور زبان
The condition of being ferocious. [..]
-
شدت
nounWith a roar that was almost lionlike in its ferocity, he again hurled himself at the man.
با غرشی که از شدت به غرش شیر میمانست، باز به طرف مرد هجوم برد.
-
درنده خویی
nounBut the ferocity of his body wasn't in his eyes.
اما درنده خویی در چشمان او وجود نداشت.
-
وحشی گری
nounDespite her ferocity, it was easy to see the terror in her eyes.
در کنار وحشی گری هایش دیدن ترس درون چشمانش کار سختی نبود.
-
ترجمه های کمتر
- درندگی
- سبعیت
- ددمنشی
- حدت
- تندی
- بدی زیاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ferocity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن