ترجمه "ferret" به فارسی

موش خرما, راسو, تاراندن بهترین ترجمه های "ferret" به فارسی هستند.

ferret verb noun دستور زبان

A mammal rather like a weasel, but which was originally bred from the polecat and often trained to hunt rats or rabbits in England. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موش خرما

    noun

    The bartender was a large, fleshy, bald headed man with a broken, twisted nose and ferret eyes.

    متصدی بار یک مرد سر صاسِ چاقِ در شن اندام با بینی شکسته و پیچیده بود و چشمانی ریز مثل موش خرما داشت.

  • راسو

    noun

    Oh, close the door, before the ferret gets out.

    اوه در رو ببيند قبل از اينکه راسو فرار کنه

  • تاراندن

  • ترجمه های کمتر

    • رماندن
    • موشخرما
    • (از مخفی گاه خود) بیرون راندن
    • (با دقت و مداومت) پژوهیدن
    • (جانور شناسی) خز پا سیاه (Mustela nigripes- بومی غرب ایالات متحده)
    • (جانور شناسی) راسو (Putorius furo که پستانداری کوچک است)
    • (معمولا با: out) کاوش کردن (با پشتکار زیاد)
    • باریکه (ferreting هم می گویند)
    • جستجو کردن و یافتن
    • نواره (از پشم یا ابریشم یا پنبه)
    • پی بردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferret " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ferret"

عباراتی شبیه به "ferret" با ترجمه به فارسی

  • راسوهای خانگی · موستلا نيگريپس · موستلا پوتوريوس فورو
  • راسو · موش خرما
اضافه کردن

ترجمه های "ferret" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه